کفشهایش پاره بود لباس ساده ولی تمیزی پوشیده بود پام رو روی پام انداختم کفشهام ناخواسته نزدیک کفشهاش قرار گرفت دلم سوخت و متاسف شدم بجاش دیدم من مانتو و روسری کذائی ام رو گذاشتم کنار که به زور بپوشم ولی اون آزاد و راحت نشسته و لباسی که دلش میخواسته پوشیده نمیدونم دل کی باید برای اون یکی بسوزه؟...
ادامه مطلب