اینم حقیقته وقتی بدستت آورد دیگه براش عادی میشه دیگه غصه های دلت و نگرانی های نگاهت و دغدغه های حرفهات رو نمیبینه .. نمی شنوه
آدرس نوشته هات رو یادش میره و هیچوقت هم سراغش رو ازت نمی گیره
مگه برای خواسته هایی که واضح بهش میگی کاری میکنه که بخواد بیاد اینا رو بخونه و فکری به حالت بکنه
نه نمی کنه
پس چرا باز و دوباره بهش دردها و خواسته هات رو میگی؟
هیچوقت نتونستی خفه بشی تو زندگیت
و بیشترین آسیب رو از همین خوردی
احمق جان!
برچسب:
نویسنده: ساناز رجبی